پژوهشكده تحقيقات اسلامى
32
سرداران صدر اسلام (فارسى)
اطمينان خاطر بيارامند و بيم آن نداشته باشند كه فرماندارانى ستمگر ، دسترنج آنان رابربايند و يا خليفهء جبّارى داراييهايشان را بدون هيچ حقى به خود و بستگان خود اختصاص دهد و بر خلاف فرمان خدا و سنت پيامبر حكمرانى كند . اشتر نگران است مردم در نهايت خوشنودى از خانهء على ( ع ) بيرون آمدند . تنها يك تن آشفته خاطر بود و انديشهء چارهجويى براى حوادث آينده ، ذهن او را به خود مشغول كرده بود . آن شخص كسى جز مالك اشتر نبود . او سر به زير افكنده و گامهاى كوتاه بر مىداشت و غرق در انديشهء و تخيّلات درونى بود . او به فرداى آن روز مىانديشيد . روزى كه قرار بود طلحه و زبير بار ديگر با على ( ع ) بيعت كنند . اشتر با خود مىانديشيد كه اگر طلحه و زبير بيعت شكنى كنند و از بيعت دوباره با على ( ع ) سر باز زنند ، چه حوادث تلخى در انتظار جامعهء اسلامى خواهد بود . تفرقه ، اختلاف ، هرج و مرج بيش از دوران گذشته ادامه خواهد يافت و محنت و مصيبت فراوان نصيب مسلمانان خواهد شد . سپيده دم ، سر از افق برآورد و مردم زودتر از معمول به سوى مسجد هجوم آوردند تا اينكه مسجد از جمعيت لبريز شد و جايى براى تازه واردان نبود . در آن حال اشتر از راه رسيد ، در حالى كه براى حوادثى كه مىخواست ، اتفاق بيفتد ، پيشبينيهاى لازم را كرده بود . او گروهى از اهل بصره را نزد زبير فرستاد تا او را با خود به مسجد بياورند و خود شخصاً نزد طلحه رفت و با خشونت تمام او را به مسجد آورد . در اين هنگام على ( ع ) نيز وارد مسجد شد و مورد استقبال گرم و پرشور مسلمانان قرار گرفت ، آن حضرت بر فراز منبر رفت و خطاب به مردم چنين فرمود :